احاديث معصومين (ع)
تسليم اراده خدا بودن
امام حسين عليه‏ السلام می فرمایند: وَ حَقيقٌ عَلَى اللّه‏ِ اَنْ لا يَاْتيَنى مَكْرُوبٌ اِلاّ اَرُدُّهُ وَ اَقْلِبُهُ اِلى اَهْلِهِ مَسْرورا؛ بر خداوند است كه هيچ گرفتارى به زيارت من نيايد مگر آن كه او را شادمان بازگردانم و به خانواده‏اش برسانم. ثواب الأعمال، ص 98.
وضعیت سایت
بازدیدکنندگان : 1884842
آمار بازدیدکنندگان
949امروزmod_vvisit_counter
2010دیروزmod_vvisit_counter
4877این هفتهmod_vvisit_counter
12710هفته گذشتهmod_vvisit_counter
27868این ماهmod_vvisit_counter
66456ماه گذشتهmod_vvisit_counter
4416832کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 11 مهمان حاضر
IP شما: 54.225.32.164
 , 
امروز: 26 تیر 1397
صفحه اصلی کتب اربعه کلیات اُصولِ اَرْبَعَمَائهْ

جدیدترین مطالب

اُصولِ اَرْبَعَمَائهْ

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

اُصولِ اَرْبَعَمَائهْ به چهارصد مجموعه مکتوب حدیثی می‌گویند که روایان نخستين شيعه، گرد آورده‌اند. محتوای این مجموعه‌ها سخنان امامان معصوم (ع) در زمینه‌های گوناگون احکام، سنن، مواعظ، ادعیه و تفسیر است.

 

گردآوری اصول، از زمان حضرت علی (ع) تا زمان امام حسن عسکری (ع) به قلم اصحاب آنان ــ که بنا بر تصریح برخی منابع، چهارصد تن بوده‌اند ــ انجام شده است؛ اما بیشتر آنان از اصحاب امام صادق (ع) بوده‌اند. اصول، منبع و مصدر و معیار اعتبار کتاب‌های حدیثی بعدی گردید؛ به نحوی كه یکی از ملاک‌های صحّت حدیث نزد محدّثان نسل‌های بعد، وجود آن حدیث در یکی از این اصول بود.

فرق اصل و کتاب

در آثار امامیه اصل، در مقابلِ کتاب و مصَنَّف قرار دارد. برای مثال،‌گاه در کتب رجالی در وصف راوی گفته می‌شود: «‌له کتاب و له اصل‌» (برای او کتابی و اصلی است.) در تفاوت کتاب با اصل گفته‌اند: در کتاب و مُصَنَّف نویسنده حضور داشته، تلاش در تدوین و اضافه دارد در حالی که در اصل نویسنده تنها آنچه را می‌شنیده بدون کم و زیاد یا اضافه و باب‌بندی مکتوب می‌کند.

 

برخی هم این‌گونه فرق گذاشته‌اند: اصل، مجموعه قابل اطمینانی است که احادیث آن از کتاب دیگری گرفته نشده است.[۱] اصل، مجموعه‌ای است که احادیث آن بدون واسطه از معصوم گرفته شده ولی کتاب مجموعه‌ای است که احادیث آن از اصل اخذ شده است.[۲]

 

شیخ آقابزرگ تهرانی می‌نویسد:

 

«‌اصل در حدیث بر بخش خاصی از کتب حدیث اطلاق می‌شود ولی کتاب شامل همه نوع نوشته‌‌ی حدیثی می‌باشد. اصل در واقع به همان معنای لغوی آمده است؛ زیرا کتاب حدیث، اگر عین سخن ائمه (ع) باشد، وجود چنین احادیثی برای کسانی که می‌خواهند مطلبی در مورد آن حدیث بنویسند، وجودی ابتدایی و اصلی است به همین دلیل به این گونه مجموعه‌ها اصل می‌گویند‌ ولی کتاب می‌تواند شامل کلام و استنباط مؤلف هم باشد.»[۳]

علت اهمیت اصل‌ها

ظاهراً علت اعتماد به این اصول این است که معمولاً اصحاب ائمه (ع) هنگام شنیدن حدیث از امام بدون فوت وقت آن را می‌نوشته‌اند که احتمال فراموشی یا کم و زیاد شدن متن آن کم‌تر است. مؤید این مطلب روایتی است که سید بن طاووس در مهج الدعوات نقل کرده است که «‌گروهی از اصحاب امام کاظم (ع) با قلم و کاغذ در محضر ایشان حاضر می‌شدند و چون امام سخنی می‌فرمود یا درباره واقعه‌ای فتوا می‌داد، آن را می‌نگاشتند‌.»[۴]

 

در زمان ائمه (ع) بیش از چهارصد اصل بوده است، لیکن از میان آن‌ها اصولی که امامیه بر اعتبار و صحّت آن‌ها و نیز عمل بدان‌ها اتّفاق داشته‏‌اند چهارصد اصل بوده است.[۵]

 

مؤلفان این چهارصد اصل همگی افراد قابل اعتماد و راستگو (ثقه) بوده‌اند، اما همگی شیعۀ ۱۲ امامی نبودند. شیخ طوسی در کتاب الفهرست می‌فرماید: «‌تعدادی از مؤلفان شیعه و صاحبان اصول اگر چه در نحله‌های مذاهب فاسد بوده‌اند، اما کتبشان (از جهت راستگویی و اداء امانت) مورد تأیید و اعتماد است.‌»[۶]

 

شیخ بهایی در مشرق الشمسین یکی از قرینه‌های صحت حدیث نزد علمای شیعه را وجود آن در چند اصل یا تکرار آن در یک اصل و یا وجود حدیث در یک اصل که صاحب اصل از افراد قابل اطمینان قطعی (اصحاب اجماع) نزد شیعه می‌داند و همین امر حاکی از اعتماد قدما به محتویات اصول مزبور می‌باشد.[۷]

 

سرنوشت اصول

قبل از تالیف کتب اربعه (کافی، من لا یحضره الفقیه، التهذیب، الاستبصار) اهتمام به حفظ این اصول زیاد بوده است. اما پس از نوشته شدن این کتب کم کم اهتمام به نگهداری اصول کم شده است. علت این امر هم عدم ترتیب موضوعی این ۴۰۰ کتاب بوده است که کار با آن‌ها را برای مراجعه کننده مشکل می‌نموده است. از سوی دیگر، کتب چهارگانه حدیثی تمام محتویات این اصول را به صورت منظم درآورده بودند.[۸]

 

بیشتر اصول تا زمان ابن ادریس حلی (متوفی حدود ۵۹۸ق.) به صورت اولیه خود باقی بوده‌اند. وی در پایان سرائر، احادیثی از آن‌ها را با عنوان مستطرفات سرائر نقل کرده است.[۹]

 

آنچه از این اصول در زمان ما باقی مانده، تنها ۱۶ اصل می‌باشد که تمام آن به صورت کامل در بخش خاتمه کتاب مستدرک الوسایل آمده است. برخی از این اصول به صورت جداگانه نیز چاپ شده است.[۱۰]

 

نام برخی صاحبان اصل

از مؤلفین صاحب اصل می‌توان به افراد ذیل اشاره نمود:

 

زید زرّاد

عاصم بن حمید حنّاط کوفی

زید نرسی

جعفر بن محمد حضرمی

موسی بن بکر واسطی

معاویة بن عمار

احمد بن ابی نصر بزنطی

ابان بن تغلب

زرارة بن اعین

ابوبصیر

محمد بن مسلم

عبدالله بن بکیر

یونس بن عبدالرحمان

صفوان بن یحیی

ابن ابی عمیر

احمد بن محمد بزنطی

عاصم بن حمید حناط

عبدالملک بن حکیم خثعمی

مثنی بن ولید حناط

خلاد سندی

حسین بن عثمان عامری

عبدالله بن یحیی کاهلی

جستارهای وابسته

کتب اربعه

حدیث (تاریخچه کتابت)

حدیث (طبقه بندی)

پانویس

  1. مامقانی، مقباس الهدایة، ج۳، ص۲۶.
  2. مامقانی، مقباس الهدایة، ج۳، ص۲۶.
  3. آقابزرگ، الذریعه، ج۲، ص۱۲۶.
  4. آقابزرگ، الذریعة، ج‌۲، ص۱۲۷.
  5. بحرانی، الحدائق الناضرة، ج۱، ص۱۷-۲۱
  6. طوسی، الفهرست، ص۲.
  7. شیخ بهایی، مشرق الشمسین، ص۲۶-۲۷.
  8. مدیرشانه‌چی، تاریخ حدیث، ص۹۴.
  9. آقابزرگ، الذریعة، ج۲، ص۱۳۴.
  10. رکـ: نوری، خاتمه مستدرک الوسائل، مقدمة التحقیق و صفحه ۹ به بعد.

منابع

آقابزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعة، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳ق.

بحرانی، یوسف، الحدائق الناضره، مؤسسة النشر الاسلامی.

شیخ بهایی، محمد بن حسین، مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین، معلق: اسماعیل بن محمد حسین خواجویی، محقق: مهدی رجایی، آستانه الرضويه المقدسه، مجمع البحوث الاسلاميه، مشهد.

طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، تصحيح و تعليق: محمد صادق بحر العلوم، نجف، المکتبه المرتضویه و مطبعتها.

مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، تلخیص علی اکبر غفاری، تهران، صدوق، ۱۳۶۹ش.

مدیرشانه‌چی، کاظم، تاریخ حدیث، تهران، سمت، ۱۳۸۲ش.

نوری، میرزاحسین، خاتمة مستدرک الوسایل، تحقیق موسسه آل البیت، قم، آل البیت، ۱۴۱۶ق.