رویکرد علمی به قرآن، ضرورتها و چالشها
| قرآن کریم - مقالات |
دکتر علی نصیری
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
چکیده
در این مقاله «رویکرد علمی به قرآن» از سه زاویه بررسی شده است. نخست با بر شمردن ادله مختلف، ضرورت این رویکرد بازشناسانده شده است.
از زاویه دوم ادوار روی آوردن مسلمانان به تفسیر علمی در پنج دوره (1. عصر نزول، 2.عصر ترجمه، 3. عصر تعمیق مطالعات تفسیری، 4. دوران رنسانس 5. دوران معاصر) به صورت گذرا مورد بررسی قرار گرفته است.
از زاویه سوم به آسیبها و چالشهای این رویکرد توجه شده و دو آسیب (1.رویکرد تفریطی به آیات علمی 2.افراطگرایی در رویکرد علمی به قرآن) باز کاوی شده است. [1]
کلید واژهها: قرآن، علم، اعجاز علمی، رویکرد علمی.
مقدمه
اندیشه های قرآنی بهار
| قرآن کریم - مقالات |
مهدی سلطانی رنانی
مقدمه
میزان و چگونگی تأثیر پذیری ملک الشعرای بهار از قرآن کریم،به عنوان نمونه ای از تجلیات قرآن در زبان و ادبیات فارسی در سه مسأله اصلی می گنجد و مورد بررسی قرار می گیرد:
1.ایا بهار،اساساً از قرآن کریم تأثیر پذیرفته؟ در صورت تأثیر پذیری،شیوه و روش تأثیر پذیری وی از قرآن به چه شکل هایی است؟
2.هدف و زمینه های استفاده از قرآن در اشعار بهار چیست؟
3.محمد تقی بهار در چه دوره ای از حیات شعری خویش از ایات و مفاهیم قرآنی استفاده بیشتری برده و سیر تحوّل فکری او در بهره مندی از ایات قرآن چگونه است؟
برای پاسخ به این سؤال ها،باید به تحلیل محتوایی تمام اشعار بهار و مطالعه تطبیقی آن با قرآن کریم پرداخت.
با توجه به این که بر اساس اطلاعات موجود،تا به حال،پژوهشی گسترده و منظم در تأثیرپذیری دیوان اشعار بهار از قرآن صورت نگرفته است،مقاله حاضر کاملاً متوجه این موضوع است و می تواند به عنوان گامی موثر در مسیر گسترش مطالعات نظام مند در مورد تأثیر قرآن بر ادبیات فارسی محسوب گردد.«فرضیه هایی» که در این تحقیق مورد نظر بوده است،و بحث بر اساس آنها پیگیری می شود،عبارتند از:
1.ملک الشعرای بهار از قرآن کریم به طور متنوع تأثیر پذیرفته است.
نقد سندي احاديث در الميزان در بوته ي آزمايش (1)
| كليات حديث - تاريخ حديث |
چكيده
مفسر الميزان از جمله مفسراني است كه به رغم سبك غير نقلياش در تفسير به روايات توجهي ويژه دارد. از اين رو، بخش مجزايي را به گزارش روايات، ذيل هر مجموعه از آيات اختصاص داده است. با توجه به جايگاه مهم احاديث در تفسير قرآن و توجه علامه به اين موضوع و اهميت نقد احاديث، اين مقاله، ضمن بيان ديدگاه علامه در مورد روايات تفسيري، به بررسي روش علامه در ذكر اسناد و شيوه هاي نقد سند احاديث ميپردازد. با توجه به اهميت علم رجال در نقد احاديث، بارها مشاهده گرديد که علامه، بدون بررسي سندي، حديث را ضعيف و يا صحيح تلقي کرد، اين پژوهش با بررسي سندي اين دسته از روايات، ادعاي ايشان را مورد سنجش و ارزيابي قرار ميدهد. كليد واژهها: علامه طباطبايي، حديث، سند، نقد، علم رجال.درآمد
نقد سندي احاديث در الميزان در بوته ي آزمايش (3)
| كليات حديث - تاريخ حديث |
د. طلحه بن يزيد:
در ميان كتب شيعه فقط در معجم الرجال الحديث از طلحه بن يزيد نام برده شده است و در ذيل اسم او آمده است:روي عن أبي عبدالله (عليه السلام) و روي عنه ابراهيم بن مهزم.
و در ادامه ميآورد:
طلحه بن زيد و هو صحيح. (1)
به نظر ميرسد آنچه در معجم الرجال الحديث آمده، صحيح باشد؛ چون در بحث رجالي طلحه بن زيد از جمله كساني را كه از او روايت ميكنند، ابراهيم بن مهزم و عبدالله بن مغيره معرفي ميكند. (2)
بنابراين در بحث رجالي طلحه بن زيد آمده است: شيخ طوسي او را بتري (گروهي از زيديان منسوب به مغيره ابتر بن سعد) و عاميالمذهب ميشمارد. (3)
بدين ترتيب، ميتوان گفت ديدگاه علامه در مورد ضعف سندي اين روايت، صحيح است؛ گرچه به نظر ميرسد عبدالله بن مغيره از ثقات است، اما اكثريت اين سند از ضعفا هستند.
7. علامه در ذيل آيه ي وَلَو أَرَادُوا الخُرُوجَ لَأَعَدُوا لَهُ عُدَه يً (4) روايتي به نقل از تفسير العياشي از مغيره نقل ميكند و در ادامه ميگويد:
نقد سندي احاديث در الميزان در بوته ي آزمايش (2)
| كليات حديث - تاريخ حديث |
بررسي رجالي احاديث
همان طور كه پيشتر تصريح شد، علامه جايگاه بررسي رجالي را تنها در امور تعبدي ميداند و روايات را از جهت عدم مخالفت متن آن با قرآن مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهد؛ ولي با اين وجود، از بررسي سند و نقد رجال احاديث در پارهاي از موارد غافل نبوده است و با جرح و تعديل برخي از راويان به طرد روايت حكم كرده است؛ براي مثال، هنگام بحث از روايتي در ذيل آيه ي «يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام» (1) ؛ پس از نقل حديثي كه اسماعيل بن محمد در سند آن است، مينويسد:اين روايت، به دليل وجود اسماعيل بن محمد در سند آن، ضعيف است. (2)
يا در ذيل آيه ي «ذي قوه ي عند ذي العرش مكين، مطاع ثم امين» (3) روايتي را از ابن عساكر ميآورد و ميگويد:
اهل حديث ابن عساكر را ضعيف دانستهاند، بويژه احاديثي كه تنها خود او روايت كرده باشد. (4)
در جايي ديگر از تفسيرش، در ذيل آيه ي وَالمُحصَنَاتُ مِنَ الَذِينَ أُوتُوا الكِتَابَ (5) ، پس از نقل روايت ابي الجارود از امام جعفر صادق (عليه السلام)، ذكر ميكند:
حوزه ي حديثي نيشابور از ابتدا تا اوايل قرن هفتم هجري (1)
| كليات حديث - تاريخ حديث |
چكيده
يكي از مهمترين و فعالترين و مؤثرترين حوزهها و مراكز حديثي در جهان اسلام، بخصوص در زمينه ي حديث اهل سنت، حوزه ي حديثي نيشابور است كه اوج شكوفايي و رونق آن از نيمه ي قرن سوم تا اواخر قرن ششم بوده است.عوامل مختلفي سبب رونق و شكوفايي حوزه ي حديثي نيشابور در جهات مختلف علمي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي شده است. از جمله مهمترين آنها ميتوان به وجود مدارس و مساجد متعدد و عظيم ديني، وجود كتابخانه هاي غني و سودمند، آب و هوايي مناسب، وسعت و آباداني، ورود امام رضا (عليه السلام) به آن در سال 200 هجري، توجه حاكمان و واليان سلسله هاي مختلف به اين شهر و عالمان آن، وجود جريآنها و گرايش هاي مذهبي و كلامي مختلف در آن اشاره كرد.
از جمله مهمترين ويژگيها و مشخصه هاي اين حوزه، كثرت كم نظير روات و محدثان آن، تدوين برخي از مهمترين مجموعه هاي گران سنگ حديثي در حوزه ي حديث اهل سنت، تدوين كتاب هاي حديثي متعدد در موضوعات مختلف، وجود محدثان برجسته و بزرگ در جهان اسلام، اهتمام شديد بر حفظ سلامت احاديث از آسيب خلط با احاديث ضعيف و غلو آميز، گرايش به سمت مباحث عقلي و مناظرات كلامي، كثرت سفر هاي عالمان و محدثان از نقاط مختلف به اين شهر و بالعكس و گرايش هاي صوفيانه در اين حوزه، اشاره كرد. اين مقاله گزارشي كوتاه از فعاليت هاي حديثي اين حوزه تا اوايل قرن هفتم است.
















