به پایگاه اطلاع رسانی پاسخگویی به شبهات دینی روز خوش آمديد ... 
عدم انتسابِ کتاب«الإمامة و السیاسه» به «ابن قتیبه دینوری» مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
یکشنبه, 28 شهریور 1389 ساعت 18:59

یکی از اشکالاتی که به نقل روایتِ «تهدید عمر مبنی بر به آتش کشیدن خانه فاطمه‌علیهاالسّلام» در کتاب «الإمامة و السیاسه» وارد می‌کنند، عدم انتسابِ این کتاب به «ابن قتیبه دینوری» می‌باشد. آیا چنین اشکالی وارد است؟



جواب: در پاسخ به این پرسش، لازم است به این نکته اشاره کنیم که کتاب «الإمامة و السیاسه»، بارها با نام مؤلّف آن، یعنی «ابن قتیبه دینوری، متوفّای 276 هـ» در مصر و سایر کشورها به چاپ رسیده است.

علاوه بر این، برخی تصریحات اهل سنّت به صحّت انتساب کتاب «الإمامة و السیاسه» به «ابن قتیبه» بدین شرح است:

- «قاضی ابوبکر بن العربی» در کتاب «العواصم من القواصم»، ص 248.

- «نجم الدین عمر بن محمّد مکّی» مشهور به «ابن فهد» در کتاب «اتحاف الوری باخبار امّ القری»، ذیل حوادث سال 93 قمری.

- «قاضی ابوعبدلله تنوزی» معروف به «ابن شباط» در کتاب «الصلة السمطیّه»، فصل دوم، باب 34.

- «ابن حجر هیتمی» در کتاب «تطهیر الجنان و اللسان»، ص 72.

- «ابن خلدون» در کتاب «العبر و دیوان المبتداء و الخبر» معروف به «تاریخ ابن خلدون»، جلد دوم، ص 166.

- «تقی الدین فاسی مکّی» در کتاب «العقد الثمین»، جلد ششم، ص 72.

- «شاه سلامة الله» در کتاب «معرکة الآراء»، ص 126.

اظهارات شخصیّت‌های فوق ـ که همگی از بزرگان اهل سنّت می‌باشند ـ ، مؤیّد صحّت انتساب کتاب «الإمامة و السیاسه» به «ابن قتیبه» می‌باشد.

همچنین برخی تصریحات محقّقان معاصر عرب به صحّت انتساب کتاب «الإمامة و السیاسه» به «ابن قتیبه» بدین شرح می‌باشد:

- «فرید وجدی» در کتاب «دائرة المعارف القرن العشرین»، جلد دوم، ص 749 و ص 754.

- «عمر رضا کحاله» در کتاب «معجم المؤلّفین»، جلد دوم، ص 297.

مهم‌ترین دلایل مخالفان انتساب کتاب «الإمامة و السیاسه» به «ابن قتیبه» را در چهار محور می‌توان گردآوری نمود:

[ر.ک: مقاله «دراسة فی کتب ابن قتیبه» (تألیف: عبدالله جبوری)، مجلّه «آداب المستنصریّه»، ش 2، ص 245؛ مقدّمه کتاب «عیون الأخبار» (تألیف: محمّد اسکندری)، ج 1، ص 25؛ مقدّمه کتاب «المعارف» (تألیف: ثروت عکاشه)، ص 56]

محور یکم)

مؤلّف در متن کتابش از بانویی نقل قول کرده که در سال 92 قمری شاهد فتح اندلس بوده است؛ و این مطلب با سال حیات ابن قتیبه سازگاری ندارد.

محور دوم)

مؤلّف در متن کتابش از «ابولیلی» نقل قول کرده است؛ در حالی که وی به سال 148 قمری قاضی کوفه بوده است؛ و این مطلب با سال حیات ابن قتیبه سازگاری ندارد.

محور سوم)

در متن کتاب آمده است که مؤلّف آن در شهر دمشق بوده است؛ در حالی که ابن قتیبه از شهر بغداد جز به شهر دینور نرفته است.

محور چهارم)

مؤلّف در کتابش از حمله «موسی بن نصیر» به مراکش یاد می‌کند؛ در حالی که این شهر در سال 454 قمری بنا شده است؛ و این مطلب با سال حیات ابن قتیبه سازگاری ندارد.

حال به پاسخ اجمالی به هر یک از محورهای فوق می‌پردازیم:

[ر.ک: مقاله «کتاب الإمامة و السیاسه» (تألیف: جبرائیل جبور)، مجلّه «الأبحاث»، ش 3 (سال سیزدهم)، ص 388 ـ 389]

پاسخ به محور یکم)

در سند، نام برخی از افراد ساقط شده است؛ چنانچه در برخی نسخه‌های کتاب، عبارت «ذَکَرُوا» به چشم می‌خورد.

پاسخ به محور دوم)

روش «ابن قتیبه» چنین بوده است که مطالب را بی‌واسطه از «ابن ابی‌لیلی» نقل می‌نموده است؛ چنانچه در تألیف کتاب «المعارف» هم همین رویّه را به کار برده است.

پاسخ به محور سوم)

از مطالعه دقیق کتاب می‌توان دریافت که در آن هیچ اشاره صریحی مبنی بر اقامت مؤلّف آن در شهر دمشق به چشم نمی‌خورد.

پاسخ به محور چهارم)

در چاپ سال 1331 نامی از مراکش نیامده است و تنها نام «مغرب» به چشم می‌خورد. به احتمال زیاد، «گاینگوس، خاورشناس اسپانیایی» در تشخیص قلمرو حکومت «موسی بن نصیر» دچار اشتباه گردیده و نام «مراکش» را به متن کتاب افزوده است.

جالب است که «جبرائیل جبور»، با استناد به کتاب «الذخیرة فی محاسن اهل الجزیره» (تألیف: ابن بسّام) می‌نویسد: مؤلّف کتاب «الإمامة و السیاسه»، «ابن حزم» می‌باشد.

در حالی که قاضی ابوبکر بن العربی (متوفّای 543 هـ) که با ابن حزم معاصر بوده و آثار وی را به خوبی می‌شناخته است، «به صراحت» کتاب «الإمامة و السیاسه» را به ابن قتیبه نسبت داده است. (ر.ک: العواصم من القواصم، ص 245 و 248)