به پایگاه اطلاع رسانی پاسخگویی به شبهات دینی روز خوش آمديد ... 
بخش دوم : اشکالات اناجیل مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه, 10 تیر 1390 ساعت 02:58






مقدمه: دراینکه حضرت موسی و عیسی علیهما السلام دارای کتاب بودند شکی نیست و هیچ اختلافی در میان ادیان وجود ندارد .

در آیات قرآن از یهودیت و مسیحیت تعبیر به اهل الکتاب شده واز خود این کتب تعبیر به نور و هدایت شده است ...... انزل الکتاب الذی جاء به موسی نورا و هدی / انعام 91 .


اختلاف در آنجاست که آیا این کتب موجوده که به اسم تورات و انجیل در دست ماست آیا این کتب همان تورات و انجیل واقعی هستند یا خیر ؟

تصریح آیات قرآن آنستکه این کتب تحریف شدند و دیگر قابل اعتناء نیستند . در آیه 91 سوره مبارکه انعام خطاب به اهل کتاب میفرماید : تجعلونه قراطیس تبدونها و تخفون کثیرا یعنی شما اهل کتاب ، کتاب واقعی پیغمبرتان را در چند ورق از کاغذ خلاصه کردید و بسیاری از مطالب آن را پنهان کردید . این بود بیان قران و عقیده مسلمانان .


اما اهل کتاب یعنی یهودیت و مسیحیت این مطلب را رد کرده و قائل به آن هستند که کتب فعلی همان کتب حقیقی هستند که بر پیغمبرانشان نازل شده است .


چون بحث ما پیرامون مسیحیت است برآن شدیم تا از اناجیل موجوده سخن بمیان آوریم و صحت این اناجیل را در 2 بخش کلی و جزئی مورد بررسی قرار دهیم .


قسمت اول : تحقیق کلی فحول علمای مسیحیت در مورد اناجیل موجوده :


اولا : کشیشهای مسیحیت از قبیل ( جیروم ) و ( ارحن ) مفسرین معروف مسیحی گفته اند : انجیل در زمان عیسی نبوده بلکه سالها بعد از مسیح به طریق الهام بر حواریین تصنیف شده . و کنت تولستوی روسی در مقدمه کتاب خود با نام انجیل تولستوی میگوید : این اناجیل هرگز به طریق وحی روح القدس بر نویسندگان آنها نازل نشده است چنانچه کشیشها در میان مردم نشر داده اند .


ثانیا : هورن مفسر مسیحی در کتاب تفسیر خودش در باب 2 از قسم 2 از مجلد چهارم چاپ سال 1822 میلادی میگوید : زمان نوشته شدن اناجیل مشخص نیست و کلماتی که از قدمای مورخین مسیحیت نقل شده همه ابتر و مقطوع السند است .


ثالثا : تولستوی در مقدمه کتاب تفسیر خود میگوید : اناجیل موجوده در زمان ما اتصالی به عیسی ندارد .


نتیجه قسمت اول : از کلمات علمای مسیحیت فهمیده میشود که خود آنها معتقدند که هیچ کدام از اناجیل موجوده در دوران عیسی نبوده است و همه آنها ساخته دست دیگران بوده و فقط ارزش تاریخی دارد . با همه این اوصاف ما در بخش دوم به یکا یک اناجیل معتبره در نزد مسیحیان اشاره کرده و نقد میکنیم .


قسمت دوم : بررسی اناجیل موجوده به صورت جزئی


انجیل متی


مسیحیان معتقدند که متی یکی از یاران عیسی علیه السلام بود و انجیلی را که او جمع آوری کرده معروف به انجیل متی است


نقد 1 : مسیحیان تا به الان دلیل قاطعی ارائه نکردند که انجیل متی همان انجیلی است که بر عیسی نازل شده است زیرا میگویند انجیل متی به زبان عبری بوده و بعد ترجمه شده است و باز خودشان میگویند : نسخه عبرانی در دست نیست و حتی نام مترجم انجیل متی عبرانی را نمیدانند و لذا برای اینکه سندی برای او درست کنند میگویند : نسخه اصلی به زبان یونانی بوده است !!! . این توجیه مسیحیت در حالیستکه علمای بزرگ مسیحیت بمانند « هورن » « یوسی » « بیس جیرم » « پی پیس » « ارنینوس » « پی فلس » همگی عقیده دارند که انجیل متی عبرانی بوده است .

{ لازم بذکر است که هورن نام 24 نفر از علمای مسیحیت را میبرد که در این مورد با او هم عقیده اند }


نقد 2 : بطلان انجیل متی از خود آیات این انجیل : در باب 9 آیه 9 ص 13 چنین آمده : چون عیسی از آنجا میگذشت مردی را مسمی به متی به باج گاه دید و به او گفت : مرا متابعت کن . متی نیز به دنبال او روانه شد . در آیه دوازده همین باب میگوید : فریسیان به حواریون گفت : چرا استاد شما ( یعنی حضرت عیسی ) با آن مرد گناهکار و گمرگچی ( یعنی متی ) غذا میخورد ؟؟؟


نقد 3 : تولستوی در جلد چهارم تفسیر خود میگوید : احتمالات در مورد انجیل متی : تالیف سالهای 38 _ 43_ 48_ 61_ 62_ 63 _64 بعد از میلاد است . بنا بر این ، این کتاب نمیتواند خطابات الهی با عیسی علیه السلام باشد بلکه بعد از او بدست کس دیگری تالیف شده است .






خلاصه : تا به حال مسیحیت نتوانسته اند ثابت کنند که انجیل متی همان انجیل نازل شده بر عیسی است بلکه تاریخ تصنیف آن نشان از آن دارد که این انجیل بعد از عیسی نوشته شده است و خود این انجیل هم نشان از آن دارد که انجیل متی نوشته فردی گنهکار بوده که نمیتوان به گفته او اطمینان حاصل کرد !!!


انجیل لوقا


در مورد شخص لوقا که جمع کننده انجیل لوقا است ، اختلاف شدیدی در میان مسیحیان وجود دارد . فقط تنها اتفاقی که در مورد او کرده اند اینستکه او حتی از حواریون یا شاگرد حواریون هم نبوده است . گفته اند او از شاگردان پولس بوده است .


نقد 1 : تاریخ تصنیف این انجیل را بین سالهای 53 و 64 بعد از میلاد ذکر کرده اند . بنا بر این یقینا این انجیل ، انجیل نازل شده بر عیسی علیه السلام نخواهد بود چرا که بعد از رفتن مسیح از میان مردم ، نوشته شده است .


نقد 2 : بر فرض که لوقا از یکی از حواریون و یا شاگرد حواریون باشد میگوئییم : در خود اناجیل موجوده شاگردان حضرت عیسی علیه السلام گناهکار و سست ایمان معرفی شده اند و طبیعی است که افرادی که در حفظ ایمان ناتوان باشند نمیتوانند حافظ وحی الهی باشند .


از باب مثال : انجیل متی باب 16 ایه 8 میگوید : عیسی علیه السلام به یاران خود گفت : ای سست ایمانان چرا در خود تفکر نمیکنید .


نقد 3 : درانجیل لوقا مطالبی وجود دارد که نه با عقل جور در میاید و نه تاریخ آن را تائیید میکند . از باب مثال به نمونه ذیل توجه کنید


در انجیل لوقا باب 20 ایه 41 میگوید : داوود در کتاب زبور گفته است : خداوند ( یعنی عیسی ) به من گفت ......

با این بیان انجیل لوقا در صدد آنست که بگوید داوود هم ، خدا بودن عیسی را تائیید کرده در حالیکه از نظر تاریخ جناب داوود علیه السلام سالها قبل از حضرت عیسی علیه السلام در دنیا بوده است.


خلاصه : یقینا انجیل لوقا همان انجیل واقعی نیست و شاهد بر این مطلب ، هم زمان تالیف آن است و هم محتوای این انجیل است که نه با عقل جور در میاید و نه تاریخ آن را تائیید میکند .


انجیل مرقس


در مورد او گفته اند که از خادمان یکی از حواریون بوده و در دوران عیسی حتی به ملاقات حضرت عیسی هم نائل نگشته است . اکثر علمای مسیحی عقیده دارند که انجیل مرقس از نوشته های پطرس میباشد .




نقد 1 : تولستوی معروف روسی در مورد انجیل مرقس مینویسد : این انجیل ما بین سالهای 56 تا 65 بعد از میلاد نوشته شده است . بنا بر این بعد از حیات دنیوی حضرت عیسی این انجیل به نگارش در آمده است .


نقد 2 : نقل مطالبی که مخالف عقل است نشان از آن دارد که این انجیل هم بمانند انجیل لوقا فاقد ارزش است . برای یک نمونه به این ادرس مراجعه کنید >>> انجیل مرقس باب 36 آیه 12


خلاصه : اولا اینکه این انجیل نوشته کیست دقیق معین نبوده و خود علمای مسیحیت در مورد آن اختلاف کرده اند و بر فرض که خود مرقس نوشته باشد باید گفت : این انجیل نوشته فردی استکه حتی حضرت عیسی را از نزدیک هم ندیده است ثانیا اینکه تاریخ و محتوای این انجیل نشان از بی اعتبار بودن این انجیل دارد .


انجیل یوحنا


انجیل یوحنا در میان اناجیل چهار گانه مسیحیت ، آخرین انجیلی بود که نوشته شده است چرا که تاریخ نوشته شدن این انجیل را سالهای 68 تا 95 بعد از میلاد ذکر کرده اند . و گفته اند : این انجیل را طالبی از طلاب مدرسه اسکندریه نوشته است


نقد 1 : این انجیل سخت مورد انکار خود اهل کتاب است و خودشان آن را قبول ندارند .


نقد 2 : مطالبی که در انجیل یوحنا موجود است نشان از بطلان این انجیل دارد مثلا صفاتی که به حضرت عیسی علیه السلام در این انجیل نسبت داده شده است و شما در بخش اول با دو مورد آن آشنا شدید .


خلاصه : زمان نگارش این انجیل و مورد انکار واقع شدن این انجیل از طرف خود علمای مسیحیت و همچنین مطالب نا مربوطی که در این انجیل به حضرت عیسی نسبت داده شده ، نشان از آن دارد که این انجیل هم بمانند اناجیل دیگر دست ساخته دیگران بوده و فاقد اعتبار میباشد .








نکات قابل ملاحظه


نکته 1 شما خود قضاوت کنید که آیا میشود به این اناجیل اطمینان کرد در حالیکه خود این اناجیل

شاهد بر بطلان خود به انحاء مختلف هستند . و جالب است بدانید که مسیحیت برای تبلیغ مرام خود همین کتب را به متجاوز از هزار و سیصد زبان ترجمه و جزوات آن را به اطراف و اکناف فرستاده اند و دوست دارند که جهانیان مرام آنها را قبول کرده و هم مسلک آنها شوند !!! .


نکته 2 : لازم بذکر است که به طور کلی اناجیل هفتاد و چهار نوع بوده که توسط علمای مسیحیت یک به یک از دور خارج شده و تنها 4 انجیل معتبر مذکوره را مورد تائیید قرار دادند که بطلان انها را ثابت کردیم . البته بعضی ها اناجیل تصنیف شده را تا 160 مورد و بعضی ها تا 400 انجیل ذکر کرده اند .


نکته 3 : یک از اناجیلی که توسط علمای مسیحیت از دور خارج شد انجیل برنابا میباشد که مطالب آن به مطالبی که در قرآن وجود دارد ، شباهت زیادی دارد . لازم بذکر است که برنابا یکی از شاگردان حضرت عیسی علیه السلام میباشد که آنحضرت به او علاقه داشتند.

حال چطور شده که انجیلی مثل انجیل یوحنا با اینکه 90 سال پس از وجود حضرت عیسی علیه السلام نوشته شده مورد اعتبار واقع شده ولی انجیلی مثل انجیل برنابا که توسط  یکی از شاگردان حضرت عیسی نوشته شده باید از دور خارج شود . واقعا جای بسی تعجب است .

نکته 4 : عده ای از مسیحیت رو به عهد جدید اورده و میگویند ما فقط این کتاب را قبول داریم . باید در قبال این حرف آنها بگوئییم : وقتی ما کتب چهار گانه شما را باطل کردیم و ثابت کردیم که آنها به هیچ وجه نمیتواند خطابات الهی با عیسی علیه السلام باشد به طریق اولی عهد جدید نمیتواند خطابات الهی باشد . بنا بر این استناد به عهد جدید نیز بی فائده و باطل خواهد بود


خلاصه بخش دوم :


اناجیل موجوده از دیدگاه علمای مسیحیت فقط اعتبار تاریخی دارد . اعتبار تاریخی داشتن یک کتاب به منزله خبر واحد به حساب آمده و نمیتواند اثبات کننده مطلب مهمی مثل کتاب الهی باشد . یعنی به صرف اینکه ثابت شد این کتب جنبه تاریخی دارد نمیتوانیم ادعا کنیم که محتوای این کتب همان مطالبی استکه از ناحیه خداوند بر عیسی نازل شده است .


بنا بر این مسیحیت در حال حاضر فاقد کتابی استکه از ناحیه خداوند بر پیغمبرشان نازل شده باشد .