به پایگاه اطلاع رسانی پاسخگویی به شبهات دینی روز خوش آمديد ... 
التوحيد و التثليث-مرحوم بلاغى‏ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
دوشنبه, 25 اسفند 1393 ساعت 05:48
معرفى اجمالى:

«التوحيد و التثليث»، نوشته شيخ محمد جواد بلاغى، به زبان عربى مى‏باشد كه در ردّ عقائد و تفكرات نصارى هست. مقدمه اين كتاب با زندگينامه مؤلف شروع مى‏شود كه بيوگرافى ايشان را به طور كامل بازگو مى‏كند و شخصيت ايشان را يك شخصيت نافذى قرار مى‏دهد كه تمام عمر خويش را وقف دين كرده است. در مقدمه آمده كه ديده نشده جناب آقاى بلاغى، مگر اين كه يا جواب سؤالى را مى‏دادند يا به شبهات پاسخ داده يا در حال نوشتن يكى از مؤلفاتش بوده است. در حقيقت ايشان نه مرد، مگر اين كه به جاى گذاشت از خودش آثارى را كه به وسيله آن نسل‏ها هدايت مى‏شوند و احتجاج مى‏كنند با آن شجاعان عالم. همانا مؤلفات ايشان داراى ثمراتى ناضجه مى‏باشد كه بعضى از آنها به چاپ رسيده و بعضى هم هنوز به چاپ نرسيده و در مقدمه فهرست‏وار به آن دسته از مؤلفاتى كه به چاپ رسيده اشاره شده است.

انگيزهء تأليف:

در واقع رساله التوحيد و التثليث جواب نامه‏اى مى‏باشد كه به دست مؤلف رسيده، از طرف شخصى كه خودش را معرفى نكرده و فقط از اهالى سوريه مى‏باشد و حاوى شبهاتى هست كه مؤلف را بر آن داشته كه جواب اين شبهات را بدهد.

ساختار و گزارش محتوا

البته اين شبهات به ذوق و سليقه خود مؤلف به صورت ۴٢ سؤال و جواب آمده است.كه بيشتر جواب‏ها اعتقادى و كلامى مى‏باشد و سعى شده كه از خود كتاب‏هاى نصارى و يهود در ردّ اين شبهات استفاده شود، و به خاطر اين كه مؤلف احتجاج مى‏كند، جدالا و الزاما بر يهود و نصارى در آنچه كه منسوب به عهدين است، در بخش الهام دومى روى همين منظور رموزى را كه مصطلح است بر خود يهود و نصارى در عهدين، در مقدمه اين رساله آورده است. مؤلف مى‏گويد: ارسال كننده اين نامه مى‏خواسته با اين كار و با اين شبهات تزلزلى در عقائد و تفكرات من ايجاد كند؛ اما من با بررسى كه در اين شبهات كردم ديدم كه آنها خيلى پست و بى‏ارزش است كه بخواهد در دينى كه من با عقل آن را درك كرده‏ام و با گوشت و پوست و خون من آميخته شده، رخنه كند و باعث شك و شبهه در اعتقاداتم شود. و بسيارى از اوقات اين افكار و اين شبهات زياد، به ذهن انسان خطور مى‏كند؛ اما به واسطه فحص و جستجو و پژوهش در دين و جستجوى عقلى همهء اين‏ها از بين مى‏رود و لذا مؤلف تا آن جا كه توانسته، از خودشان به خودشان جواب داده و آن شبهات را رد كرده، به عنوان نمونه در جايى كه نصارى حضرت مسيح را به عنوان معبود خود و يكى از اقانيم ثلاثه خود قرار داده، مؤلف از خود كتاب مزامير داوود؛ يعنى زبور كه با كلمه روز[مز] در كتاب آمده جواب داد. در سؤال ٢٠ اشاره به كتاب مزامير داوود كرده كه در اين كتاب آمده است. گفت حضرت داود: كه با كلمه اللّه ساخته شده، سماوات و آن چه به عنوان جنود در آسمان است. مؤلف با اين جمله اشكال وارد كرده به يكى از اعتقادات نصارى كه چطور داود در كتاب مزامير مى‏گويد، خداوند آسمان را آفريده به واسطه كلمه اللّه، امّا شما مسيح را معبود خود قرار داده‏ايد؛ يعنى كلمه اللّه را مسيح كه معبودتان است گرفته‏ايد؛ در حالى كه خود خداوند از اين معبودى كه شما قرار داده‏ايد و از آن تبعيت مى‏كنيد، غافل است و جناب مؤلف با اين جمله عربى‏[فلم تعد فيه ان تكون تابعا لغفلة المدعو بعبد المسيح‏] اشاره كرده كه خداوند كه همان اللّه است، آسمان‏ها را آفريده نه مسيح كه معبود شما مى‏باشد. مؤلف در ادامه گفته است: مگر در انجيلتان از قول حضرت مسيح نخوانده‏ايد[كه با يك نان انسان زنده نمى‏شود، بلكه با آنچه كه از دهان خداوند خارج مى‏شود زنده شده‏]؛ يعنى مى‏گويد[كن و فصار اى فخلقت‏]. يا اينكه مگر شما نمى‏دانيد كه مراد از كلمه اللّه همان فيض اللّه بر عالم مى‏باشد كه به صورت تكوين و تعليم و تشريع است و يا گفته شده، از فيض كه تشكيل شده از كلمه‏[امر - وليكن‏] كه اين‏ها از دهان خداوند خارج مى‏شود به صورت باد يا روح كه كنايه از فيض و مشيت تكوينى مى‏باشد. كما اينكه در تورات ذكر شده، براى خلق اشياء به قوله‏[يحيى‏]؛ يعنى: لتكن و حاصل اين كه همانا منظور از كلمه اللّه يا باد و روح دهان خداوند همه اين‏ها كنايه از مشيت خداوند دارد كه به واسطه آن آسمان‏ها و جنودش را در آسمان به وجود آورده است. و تو اى نصارى كه مى‏گويى در مزامير آمده است [كلمة الله اسبع‏] پس همانا تو در اين جمله مسيح را به عنوان معبود تسبيح مى‏كنى، نه خداوند عز و جل را و من اين جمله را در مزامير نديده‏ام، چرا كه در مزامير آمده‏[حضرت مسيح هر لحظه در روز خداوند را تسبيح مى‏كرده و خداوند را مبارك مى‏دانسته و از جبروت خداوند خبر مى‏داده‏]. با توجه به اين مطالب كه گفته شد، تمام آن چه كه در جواب آمده، از كتاب مزامير حضرت داود مى‏باشد، در ردّ اين شبهه كه حضرت مسيح را يكى از اقانيم ثلاثه مى‏دانند كه به واسطه حضرت مسيح آسمان‏ها ساخته شده است. در پايان اين نكته باقى است كه مؤلف مى‏گويد، اگر اين شخصى كه شبهات را براى من فرستاده اسمش را مى‏نوشت، من فقط اين جواب‏ها را براى او مى‏فرستادم و در دسترس ديگران قرار نمى‏گرفت؛ اما چون از اين كار خوددارى كرده، من مجبور هستم كه آنها را به اين صورت نشر كرده تا به اطلاع همگان برسانم.

نسخه شناسى:

اين كتاب براى اولين بار در سال ١٣٣٢ در چاپخانه عرفان در صيدا به رسم الخط قديمى به چاپ رسيده است و به خاطر اهميّت موضوعى كه در عصر حاضر داشته، آن را به اسلوب جديد، براى بار دوم در سال ١۴١٢ هجرى قمرى، ١٩٩٢ ميلادى در دار المورّخ العربى در شهر بيروت به چاپ رسيد. همچنين مؤلف منابعى را كه در متن آمده بود، به صورت منظم از متن جدا كرده و مجزا از متن در پايين صفحه ذكر كرده است. و آنچه كه خود مؤلف از خودش در پاورقى آورده، با رمز حرف‏[ميم‏] آن را نشانه‏گذارى كرده است، و فهرست اين كتاب همان سال‏ها و اقوالى است كه در كتاب بيان شده و الزاما به ذكر صفحات هر كدام اشاره كرده است.