next page

fehrest page

back page

6 - زلزله قيامت قضيه بزرگى است كه همان مصيبت عظمى باشد، اين زلزله داراى مواطن و مواقفى است و حالت ها و سختى هايى دارد؛ و بر حسب حالت هايى كه در آن وجود دارد، داراى اسامى متعددى است . مثلا به اعتبار حالتى ، قيامت و به اعتبار حالت هاى ديگر غاشيه ، ساعت ، زلزله ، حاقه ، قارعة ، يوم الفصل ، يوم الدين ، يوم الفزع الاكبر، يوم العرض الاكبر، يوم الحساب ، الطامة الكبرى ، الصاخة ، الواقعة ، يوم الفرار، يوم البكاء، يوم التناد، يوم التغابن ، يوم الازفة ، يوم يكون الناس كالفراش المبثوث و يوم لا يسئل حميم حميما، ناميده شده است .
نجات يافتن از هر موطن و موقف اين زلزله ، نياز به اعمال ، صفات ، احوال ، اخلاق ، مجاهدت هاى دشوار، بذل جان و اموال ، شب زنده دارى ها، عبادت ها، ترك راحتى ها و دورى جستن از دنيا دارد؛ اما گريه بر حسين عليه السلام به جاى همه اينها مى آيد، چرا كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به فاطمه سلام الله عليها - وقتى از پدرش سؤ ال كرد كه چه كسى عزاى فرزندم حسين را برپا مى دارد - فرمود: وقتى روز قيامت برپا شود، هر كس بر مصيبت هاى حسين گريه كرده باشد، ما دست او را مى گيريم و وارد بهشت مى گردانيم .
رسول خدا صلى الله عليه و آله دست هر كس را بگيرد، القارعة او را در هم نمى كوبد و مصيبت عظيمى او را در بر نمى گيرد و هيچ يك از آن صفات بر او جارى نمى شود، بلكه خندان است و روز قيامت برايش روز گريه نيست . همچنين روز قيامت روز غم و اندوه او نيست ، چون او راحت است . روز تغابن هم براى او نيست ، چرا كه او در مجمع حسين عليه السلام است و حسين از حال او مى پرسد و اين حامى مهربان است كه احوال گريه كنندگان بر خود را جويا مى شود.
7 - موقع حسابرسى و خواندن نامه عمل ، انسان هول عظيمى دارد؛ چرا كه امام متقيان و سرور صديقان ، هنگام تصور چنين حالتى گريه مى كرد. آن حضرت نيمه هاى شب به بيابان مى رفت و به اين خاطر نوحه سر مى داد و مى گفت : ((آه از آن زمانى كه در نامه اعمالم گناهانى را مى بينم كه من آنها را فراموش كرده بودم ، اما تو آنها را نوشته بودى ، پس ‍ مى گويى بگيريد او را. واى بر حال اين گرفتار كه عشيره اش نمى تواند او را نجات دهد.)) آنگاه آن حضرت گريه مى كرد و مانند مار گزيده بر خود مى پيچيد تا اينكه غش ‍ مى كرد و مانند چوب خشك مى شد. اما گريه بر حسين عليه السلام به هنگام خواندن نامه اعمال و آن زمان كه پيام مى رسد كه نامه ات را بخوان ، سودمند است . چرا كه گريه كنندگان بر آن حضرت ، در سايه عرش به سخنان حسين عليه السلام گوش فرا مى دهند، در حالى كه باقى مردم در حال پس دادن حساب هستند.
8 - عبور از صراط وحشتناك است و حتما هم بايد از آن گذشت و از امور حتمى است كه خداوند آن را مقرر فرموده است ، اما مردم به طور متفاوت از آن عبور مى كنند، برخى چون برق مى گذرند، تعدادى مانند كودكان چهار دست و پا مى روند؛ تعدادى هنگام عبور از آن مانند ساس به داخل آتش مى افتند؛ و اين در حالى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاده اند و به درگاه خداوند استغاثه مى كنند و مى گويند: اى خدا! تو خودت حفظ كن ؛ اما آن طور كه در روايت هاى معتبر آمده است : پيامبر دست گريه كننده بر حسين عليه السلام را مى گيرد و او را از صراط عبور مى دهد.
9- بردن به سوى جهنم اعظم اهوال و شديدترين نوع مجازات است كه همان فزع اكبر باشد؛ اما گريه بر حسين عليه السلام اثراتى دارد كه اين عذاب را دفع مى كند.
10 - افتادن در آتش ، از اعظم بليات است و عذابى است كه زمين و آسمان ها طاقت تحمل آن را ندارند، ولى گريه بر حسين عليه السلام موجب نجات از آن مى شود و آن طور كه در روايت آمده است قطره هايى از آن اشك ، آتش جهنم را خاموش مى گرداند، و اين كنايه از آن است كه گريه كننده بر حسين عليه السلام - در صورتى كه مجازاتش وقوع در آتش جهنم باشد - از آن به واسطه اين گريه خارج مى شود.
نوع دوم ؛ مربوط به پوشاندن گناهان و خطاهاست ؛ در روايت ها آمده است كه يك قطره اشك چشم براى امام حسين عليه السلام خطاها و گناهان را - اگر چه به اندازه درياها و ستارگان باشد - مى پوشاند.
نوع سوم ؛ مربوط به حسن حالت ها مى باشد؛ و حالتى نيكوتر از آن نيست كه دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرالمؤ منين و زهراء و حسن عليهم السلام شامل حال تو گردد؛ و اين امر با درخواست حسين عليه السلام از آن بزرگواران براى دعاى بر تو صورت مى پذيرد و اين حالت با گريه بر حسين عليه السلام حاصل مى شود.
نوع چهارم ؛ مربوط به كسب ثواب و رسيدن به جنات است . در روايت آمده است كه اجر هر قطره اشكى كه براى حسين عليه السلام ريخته مى شود آن است كه خداوند صاحب آن اشك را براى مدتى در بهشت جاى مى دهد. كه منظور از اين روايت دوام و جاودانگى گريه كننده در بهشت است .
نوع پنجم ؛ مربوط به ارتقاى درجات است ؛ و هيچ درجه اى عالى تر از درجه افضل مخلوقات صلى الله عليه و آله و اهل بيت ايشان ، ائمه هدى عليهم السلام نيست . در حالى كه در روايت وارد شده است كه گريه كننده بر حسين عليه السلام ، درجاتى مانند آن بزرگواران دارد.
مقصد دهم ؛ : خواص چشم گريان
اين مقصد درباره خواص چشم گريان است كه اشك از آن جارى مى شود؛ و در اين باره چند نكته وجود دارد:
1 - چنين چشمى ، محبوب ترين چشم در پيشگاه خداوند تعالى است .
2 - در روز قيامت هر چشمى به خاطر عذاب و شدايد گريان است ، بجز آن چشمى كه بر حسين عليه السلام گريان بوده است . صاحب چنين چشمى خندان مى باشد و او را به نعمت هاى بهشت بشارت مى دهند.
3 - چنين چشمى با نگاه بر كوثر متنعم مى شود؛ يعنى نگاه او به كوثر، نگاه تنعم و بهره مند شدن از آن است ، وگرنه همه به كوثر نگاه مى كنند.
4 - ملائكه چنين چشمى را مس مى كنند، چرا كه آنها اشك را از آن چشم ها پاك مى نمايند.
مقصد يازدهم : خواص اشكى كه در عزاى حسين عليه السلام جارى مى شود.
از روايت هايى كه در اين باره وارد شده است ، پنج نكته دريافت مى شود:
1 - آن اشك ، محبوب ترين قطرات در نزد خداوند است .
2 - اگر قطره اى از اين اشك در جهنم افتد او را سرد و خاموش مى گرداند.
3 - ملائكه اين اشك ها را مى گيرند و در شيشه اى نگهدارى مى كنند.
4 - چنين اشكى به خزانه داران بهشت داده مى شود تا آنها، آن را با آب حيوان كه در بهشت وجود دارد، در هم آميزند و در نتيجه هزار برابر به گوارايى آن افزوده مى شود.
5 - قدر و ارزش ثواب چنين اشكى را نمى توان سنجيد؛ هر چيزى ارزش مشخصى دارد، جز اجر و پاداش گريه بر حسين عليه السلام .
مقصد دوازدهم
خاتمه مقاصد است .
هر گاه اين كيفيت ها و خواص عجيب را شنيدى و علاوه بر آنها، شنيدى كه در روايت آمده است كه هر چيزى ثواب مشخصى دارد، بجز اشكى كه به خاطر ما ريخته مى شود؛ يعنى ميزان ثواب آن معلوم نيست و حدود قابل ذكرى ندارد، تعجب نكن و آن را به خاطر اين عمل اندك ، زياد به حساب نياور؛ زيرا در واقع اين اجر و ثواب و عطاى بر گريه كننده ، به خاطر ارزش آن قطره اشك نيست ، بلكه عطا و بخششى از جانب حسين عليه السلام در ازاى آن چيزى است كه شخص گريه كننده بذل كرده است ؛ و اين مقدار از جانب آن حضرت زياد نيست ، چرا كه در اخبار مربوط به احوال پادشاهان و ملوك با سخاوت آمده است كه آنها در قبال يك خدمت جزئى يا در ازاى قصيده اى كه در مدح آنها سروده شده ، آنچنان بذل و بخشش كرده اند كه به عنوان موضوعى تعجب برانگيز در طول زمان باقى مانده است . به عنوان مثال ، معن بن زائد صد هزار درهم به كسى كه در مدح او يك بيت شعر گفت ، عطا كرد. آنگاه روز بعد اين عطا را دو برابر نمود و روز سوم نيز به مقدار آن افزود. سپس روز چهارم در پى آن شاعر فرستاد. آمدند و گفتند: از ترس ‍ اينكه مبادا آن عطايا را از او باز پس بگيرى فرار كرده است . معن گفت : اگر مى ماند تمام خزائنم را در عطاى به او هزينه مى كردم .
در صورتى كه معن بن زائد تمام خزائن خود را - كه جز آن چيزى نداشت و به آن محتاج بود - به كسى مى بخشد كه او را با يك بيت شعر، آن هم زبانى نه قلبى ، مدح كرده است ، آيا ممكن است خدايى كه خزائنش پايان ناپذير است و جود و كرم جز بر كثرت عطايش نيفزايد، به كسى كه جان ، سر، و دست و تمام اعضا و جوارح ، فرزند، عيال ، راحتى و حيات خود را در راه او بذل كرده است ، مانند آن را عطا نكند؟! علاوه بر اينها، آن حضرت ، غمگين ، تشنه لب و در امور مربوط به اهل و عيال و كودكانش متحير بود و زخم هاى شمشير و زخم زبان ، نيزه و سنان ، سرزنش و دشنام و سنگ هر لحظه هم بر ايشان مى باريد.
همچنين حكايت شده است كه معشوقه هشام ، زنى به نام خالصه ، تمام زيور و جواهرات خود را به شاعرى داد تا يك حرف از حروف الف باء را در يك بيت شعر خود تغيير دهد و به اين ترتيب آن بيت شعر را از هجو او به مدح و ستايش او تبديل كند.
وقتى زنى تمام مايملك خود را كه برايش بسيار عزيز است ، مى بخشد تا يك حرف از حروف الف باء را به خاطر خود تغيير دهد، عطاى خالق آسمان ها و زمين و آنكه بخشنده ترين است ، به كسى كه تمام وجودش را در راه او داده است ، چگونه خواهد بود؟!
پس اگر خداوند هر آنچه را كه قابل تصور است و مى توان به كسى بخشيد، به حسين عليه السلام عطا كرده باشد، جاى تعجب و شگفتى ندارد و نبايد منكر چنين عطايى از جانب خداوند شد؛ زيرا در غير اين صورت ، به خداوند جواد و بخشنده نسبت بخل داده مى شود و آن طور كه سيد على حسينى در خواب ديده و مرحوم مجلسى و ديگران آن را نقل كرده اند، باعث شكستن دل زهراى بتول سلام الله عليها مى شود و همچنين موجب كاستن از قدر حسين عليه السلام و تقليل اجر آن حضرت مى گردد.
پس همه آن ثواب ها ناشى از اجر حسين عليه السلام است . بنابراين اگر به اين خاطر كه حسين عليه السلام از شهر و ديارش رانده شد، قلبت متاءثر شد و اشك از ديده ات جارى گرديد، اجر و پاداش تو با آن ويژگى هايى كه ذكر كرديم ، به خاطر اشك تو نيست تا آن را زياد بپندارى ، بلكه اجر و پاداشى است براى چگونگى رانده شدن و در به درى آن حضرت ، به نحوى كه ايشان از هر نقطه اى بر روى زمين رانده و آواره شدند، تا جايى كه حتى دشمنانش اجازه نمى دادند كه سر بريده و پيكر بر زمين افتاده آن حضرت در جايى استقرار يابد.
بنابراين ، آن اجر و پاداشى كه توصيف آن گفته شد، در اصل اجر و پاداش چنين حالتى براى آن حضرت است . آيا چنان اجرى نسبت به آن حضرت زياد است ؟!
و اگر به خاطر تشنگى حسين عليه السلام متاءثر شدى و به اين خاطر اشك از ديدگانت جارى شد، اجر و پاداشى كه به تو داده مى شود، اجر جارى شدن اشك نيست ، حتى تنها اجر عطش آن حضرت نيست ، بلكه اجر سوزش كبد آن حضرت و اجر زخمى شدن زبان ايشان است كه از شدت تشنگى از بس آن را دور دهانش چرخاند زخمى گرديد و همچنين اجر خشك شدن لبان آن حضرت و تيره و تار شدن آسمان در مقابل چشمانشان از شدت تشنگى مى باشد و بالاتر از اينها، اجر قلب سوخته آن حضرت به خاطر زخم زبانى است كه دشمن به ايشان زد و گفت به تو آب نمى دهيم تا وارد جهنم شوى و از حميم آن بياشامى .
و اگر به خاطر زخمى شدن اعضاى بدن آن حضرت متاءثر شدى و اشك در چشمانت جمع شد، اجرى كه به تو داده مى شود، اجر تحمل زخم هاى وارده بر آن حضرت است كه هر زخمى بر روى زخم ديگر وارد مى شد. وقتى تصور شود بدنى كه 7 وجب طول آن است ، چهار هزار تير، هفتاد و اندى ضربت شمشير و به همين تعداد ضربت نيزه بر او وارد شده است ، به جاى اشك ، از ديده خون جارى مى شود.
و اگر به خاطر نحوه شهادت آن حضرت متاءثر شوى و اشك از چشمانت جارى شود، اجر و پاداش تو به خاطر اين كار، همان اجرى است كه به آن حضرت داده مى شود، آن هم اجر و پاداشى كه نه تنها به خاطر شهادت آن حضرت ، بلكه به خاطر اينكه او را از قفا سر بريدند. چه مصيبت بزرگى ! اين مصيبت در آسمان ها و زمين ها چه بزرگ است
عنوان هفتم : خصوصيات زيارت حسين عليه السلام
اين عنوان درباره ويژگى هاى زيارت آن حضرت است كه از عظيم ترين وسايل حسينى است و در چند باب بيان مى شود:
باب اول
اين باب درباره فضائل خاص زيارت حسين عليه السلام است كه داراى يازده ويژگى به شرح زير است :
1 - جامع بودن ؛ حكمت بالغه خداوند سبحان چنين اقتضا مى كند كه بندگانش مكلف به اعمالى ، بويژه واجبات و مستحبات بشوند كه هر يك در رسيدن به تقرب به او داراى آثار خاصى هستند. مانند خواص غذاها براى بدن ها، به گونه اى كه يكى از آنها، ما را از ديگرى بى نياز نمى كند و لذا يكى از محققين يادآور شده است كه شايسته نيست انسان افضل عبادات مستحب را طلب كند و به آن اكتفا نمايد، چرا كه ديگر خصوصيات از دست مى رود.
اما اين اطاعت يعنى زيارت امام حسين اين خصوصيت را دارد كه خواص همه عبادت هاى واجب ، مستحب ، عبادت هاى قولى و فعلى ، بدنى و قلبى در آن جمع است ، هر چند كه تكليف به واجبات از انسان ساقط نمى شود، زيرا كه آن امر ديگرى است .
اما نماز
نمازى كه ستون دين و افضل اعمال است ، دستيابى به آن از دو طريق ميسر مى باشد؛ اول ؛ با زيارت آن حضرت و اقامه نماز در كنار قبر ايشان اجر و پاداش نماز بلكه چندين برابر آن تا بى نهايت ، به دست مى آيد.
دوم ؛ با زيارت قبر آن حضرت ثواب نماز هفتاد هزار ملائكه ، كه نماز هر يك از آنها معادل نماز هزار هزار از آدميان است ، به دست مى آيد. آن طور كه در روايات آمده ، ملائكه در كنار قبر حسين عليه السلام ، نماز مى خوانند و ثواب نماز آنها به زائران آن حضرت اختصاص دارد.
اما زكات
آن طور كه در روايت آمده ، هر بار زيارت قبر آن حضرت ، ثواب هزار زكات مقبول درگاه خداوند را دارد.
اما حج
حج كه افضل اعمال ، حتى برتر از نماز است - چرا كه در آن نماز هم هست - در مقايسه با زيارت حسين عليه السلام ، نقل شده كه زيارت قبر آن حضرت ، معادل يك عمره و همچنين آمده است كه معادل ، يك ، دو، ده ، بيست ، بيست و دو، هشتاد، صد و همچنين صد هزار حج است . حتى در حديث آمده است كه هر گامى كه به سوى قبر آن حضرت برداشته شود معادل يك حج و برداشتن هر قدمى معادل يك عمره است .
در روايت بشيرالدهان در زيارت عرفه است كه هر كس از شما در كنار فرات غسل كند بعد به زيارت قبر حسين عليه السلام بيايد و آگاه به حق آن حضرت باشد، هر قدمى كه برمى دارد و مى گذارد، خداوند در قبال آن ثواب صد حج مقبول و صد عمره مبرور را به او مى بخشد. در برخى از روايت ها به اين ميزان افزوده شده و اين حج در ركاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله قلمداد شده است . در بعضى از روايت ها هم آمده كه ثواب زيارت قبر آن حضرت معادل ثواب حج با رسول خدا صلى الله عليه و آله و حجى است كه قبول درگاه حق واقع شده و زاكيه است . در برخى از روايت ها نيز ثواب 50 حج با رسول خدا و در برخى ديگر ثواب صد حج در ركاب آن حضرت را ذكر كرده اند.
حتى بالاتر از اينها، به ميزان ثواب زيارت قبر آن حضرت تا آنجا افزوده اند كه باعث تعجب است و آن اين كه ثواب زيارت قبر آن حضرت مانند ثواب حجى است كه خود پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به جا آورده باشند، نه اينكه انسان در ركاب او حج به جا آورده باشد، و نه يك حج پيامبر، بلكه بيشتر؛ كه اين مطلب در روايت عايشه آمده است و ما قبلا آن را ذكر كرديم . در آخر آن روايت آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس حسين را زيارت كند خداوند نود حج از حج هاى من با عمره هايش را براى او مقرر مى گرداند. و اين اختلاف در پاداش مربوط به اختلاف در مراتب و درجات زائران آن حضرت ، بر حسب قدرت ايمان و درجات معرفت آنها به خداوند و به حق پيامبر و اهل بيت آن حضرت و مخصوصا به حق حسين عليه السلام و به مقدار يقين به فضيلت و خصايص آن حضرت است . كه يكى از خصوصيات آن حضرت اين فرمايش پيامبر خداست كه ((من از حسينم )) كه از آن وجوهى منشعب مى شود و از جمله ، اين مطلب كه شايد علت آنكه زيارت آن حضرت معادل حج پيامبر است اين باشد كه وقتى زائر، به شوق آن حضرت و به عشق او و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رو به سوى آن حضرت مى آورد، حج بيت حقيقى خدا را با قلبى متناسب با قلب پيامبر صلى الله عليه و آله در عشق به او، به جا مى آورد و به اين خاطر با او مرتبط مى شود.
و هنگامى كه زائر در كنار قبر آن حضرت حاضر مى شود و يا قلب خود را از سرزمينى دور متوجه او مى نمايد و به خاطر مصيبت هايى كه بر آن حضرت رفت ، او را با قلبى شكسته زيارت مى كند، گويى با قلب پيامبر صلى الله عليه و آله ، قصد آن حضرت را كرده است .
وقتى زائر آن حضرت اين مطلب را به خاطر آورد كه پيامبر خدا آنگاه كه در حال سجده بودند و حسين عليه السلام بر پشتشان سوار بود، مايل نبودند حتى با ملايمت و مهربانى او را بر زمين بگذارند، اما در عين حال تصور كند كه در كربلا چگونه بر زمين افتاد و چگونه ابن وهب زناكار او را با نيزه مورد اصابت قرار داد، آنگاه با سلام بر او قلبش را به او عطا كند و ببخشد، قصد او مانند قصد پيامبر صلى الله عليه و آله درباره حسين عليه السلام است ؛ و از آنجا كه آن حضرت ، بنابر فضيلتى ، اعظم از بيت است ، ثواب زيارت ايشان به نود حج - بسته به درجات ايمان و وقوف بر نود راز از اسرار مخصوص به پيامبر صلى الله عليه و آله - پيامبر مى رسد.
اما صدقه
بنا بر روايت صحيح ، زيارت آن حضرت ، ثواب هزار صدقه مقبول را دارد.
اما روزه
بنا بر حديث صحيح ، زيارت آن حضرت ، ثواب هزار روزه دار را دارد.
اما يارى رساندن در راه خدا
كسى كه آن حضرت را زيارت كند، مانند كسى است كه در راه خدا به هزار سواركار مجهز و آماده حمله كرده است .
اما جنگ و جهاد
زيارت حسين عليه السلام ، اجر هزار شهيد از شهداى بدر را دارد، بلكه به واسطه آن ، ثواب به خون خود غلطيدن در راه خدا، به دست مى آيد.
اما آزاد كردن بنده
زيارت آن حضرت ، ثواب آزاد كردن هزار بنده در راه خدا را دارد. در روايت وارد شده است كه هر كس قبر حسين عليه السلام را پياده زيارت كند، خداوند براى هر قدمى كه او بر مى دارد و مى گذارد، ثواب آزاد كردن يك بنده از فرزندان اسماعيل عليه السلام را مقرر داشته است .
اما ذكر و تسبيح
در روايت آمده است كه خداوند از هر قطره عرق زائران حسين عليه السلام هفتاد هزار ملك خلق مى كند كه خداوند را حمد و ستايش و تقديس مى كنند.
همچنين به واسطه زيارت حسين عليه السلام ، زائر به ثواب ملائكه مقرب ذاكر خداوند نايل مى آيد.
اما صله رحم و احسان به اهل ايمان
زيارت حسين عليه السلام به جا آوردن صله رحم نسبت به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى باشد، چرا كه آن حضرت پدر حقيقى است و همچنين زيارت او، احسان به پيامبر، على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام است .
اما اطعام
هر گاه با اين گفته كه سلام بر آن كسى كه پيكر مطهرش در بيابان افتاد، حسين عليه السلام را زيارت كنى ، گويى كه يتيم خويشاوندى يا فقير زمينگيرى را در روز گرسنگى اطعام كرده اى . همچنين زيارت حسين عليه السلام چون سيراب كردن اهل بيت تشنه او و احسان به امامى است كه زمينگير شد.
اما زيارت مؤ من
حسين سيدالمؤ منين است و زيارت او تحفه محبتى است كه به ايشان اهداء مى شود و به منزله تعظيم و بزرگداشت ايشان است . با سلام بر حسين و اكرام آن حضرت ولو به مجلسى و تعظيمى ، اجر و ثواب زيارت مؤ من به دست مى آيد.
اما قرض الحسنه
خداوند به كسى كه به مؤ من مضطرى قرض مى دهد، آن را قرض به خود ناميده است . و چون تو به امام مؤ منين ، امام مضطر دور از وطن كه مردم آن حضرت را از همه چيز بازداشتند، تا جايى كه جسدش بر زمين باقى ماند، قرض مى دهى و قصد آن حضرت و زيارت او را كنى ، اين امر عظيم ترين قرض به خداوند است و من نمى دانم كه خداوند او را چند برابر مى كند و آن اجر كريمى كه خداوند به خاطر اين قرض نيكو وعده آن را داده است ، به چه ميزان مى رسد؟
اما عيادت مريض
عيادت مريض به قدرى اهميت دارد كه خداوند كسى كه اين عمل را ترك كرده است ، مورد عتاب قرار مى دهد و مى گويد: اى بنده من ! من بيمار شدم ، اما تو به عيادتم نيامدى ؛ در حالى كه زيارت حسين عليه السلام اگر به كنه آن بينديشى ، عيادت از بيمارى است كه علت بيمارى آن ، تب يا سردرد نيست و براى تفقد از حال ايشان هم نيست ؛ بلكه عيادت از مجروح تشنه لب و بالاتر از آن ، عيادت از كسى است كه اعضاى او را قطعه قطعه و بدنش را در هم كوبيده اند. حضرت زهراء سلام الله عليها همين مضمون را هنگام زيارت حسين عليه السلام و بر سر قبر او در رؤ ياى صحيح ، ذكر كرده اند: اى چشم ها! اشك بريزيد و گريه كنيد، در كربلا بدنى درهم شكسته ، رها شده است . از او پرستارى نكردم در حالى كه كشته شد، او مريض و بيمار نبود.
پس تو هر گاه به كنار قبر آن حضرت رفتى ، قصد عيادت او را بنما، چرا كه گويى از شهيدى پرستارى كرده اى و كسى را كه بر زمين افتاده عيادت كرده اى . و هر گاه داخل روضه آن حضرت شدى ، اين مساءله را در تاءثيرات نگاه كردن به قبر شريف ايشان ملاحظه مى كنى .
اما تشييع جنازه و كفن و دفن مؤ من
تشييع جنازه و كفن و دفن مؤ من ، بويژه اگر غريب و تنها باشد، داراى فضيلتى است كه به شمار نيايد، در حالى كه زيارت امام حسين عليه السلام در كنار قبرشان ، تشييع جنازه بر زمين افتاده و غسل و كفن نمودن آن بدن عريان و دفن نمودن آن در قلب است ، بنابراين براى آن حضرت قبرى باطنى حاصل مى شود.
اما ادخال سرور در قلب مؤ من
اين مساءله از افضل اعمال است و حكمى است كه به هنگام جميع اهوال به آن بشارت داده شده . از امام صادق عليه السلام در باب زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه ؛ اگر زائر حسين بداند كه چه شادى و سرورى را بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، و اميرالمؤ منين و فاطمه و ائمه عليهم السلام و شهداى ما از اهل بيت وارد مى كند و به اين وسيله از دعاى آنها چه ثوابى در دنيا و آخرت به او باز مى گردد و چه چيزى در نزد خدا براى او ذخيره مى شود، بدون شك دوست دارد كه روح از جسدش پرواز كند. يعنى زائر به شوق رسيدن به آنچه كه خداوند از كرامت خود براى او مهيا كرده است ، روح از بدنش جدا مى شود.
و از جمله شگفتى ها اين است كه با يك بار به زيارت حسين عليه السلام نايل شدن ، ثواب زيارت هاى آن حضرت - بنا بر روايت صحيح از صفوان كه بعدا خواهد آمد - تا روز قيامت حاصل مى شود.
2 - زائر حسين عليه السلام ، در هر حالتى از حالات خود، به فضيلتى نايل مى آيد و من حاصل آنها را از احاديث صحيح معتبر، در شانزده حالت جمع آورى كرده ام :
اول ؛ وقتى شخص قصد زيارت او را كند؛ امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند در كنار قبر حسين عليه السلام ملائكه موكلى دارد، كه چون شخص قصد زيارت حسين را بنمايد، خداوند گناهان او را به آنها بدهد و چون گام بردارد، آن گناهان را محو و نابود سازد؛ و چون گام هاى بعدى را بر دارد، خداوند نيكى و حسناتش را براى او چند برابر كند و همچنان بر آن مى افزايد تا اينكه بهشت بر او واجب گردد و هنگامى كه غسل كند و به زيارت او نايل شود، محمد صلى الله عليه و آله به او پيام مى دهد كه اى وارد شونده بر خدا! تو را بشارت باد به همراهى من در بهشت ، و على عليه السلام خطاب به او مى گويد: من برآورده شدن حوايج تو را تضمين مى كنم و ملائكه از چپ و راست او را در بر دارند تا بر مى گردد.
دوم ؛ چون شروع به آماده شدن براى زيارت كند، اهل آسمان امر او را بر عهده مى گيرند.
سوم ؛ اگر براى آماده شدن هزينه كند، خداوند در مقابل هر درهمى كه او هزينه كرده است ، به اندازه كوه احد به او حسنات مى بخشد و چند برابر آنچه هزينه كرده است براى او جايگزين مى كند و بلايى را كه مى بايست بر او نازل شود، از او باز مى گرداند. در روايت ابن سنان آمده است كه به ازاى هر درهم ، براى او هزار، هزار و هزار - تا ده بار شمرد - واجب مى شود. سپس فرمود: و رضاى خداوند براى او بهتر است و همچنين دعاى محمد صلى الله عليه و آله و دعاى اميرالمؤ منين و دعاى ائمه عليهم السلام براى او بهتر است .
چهارم ؛ هر گاه زائر آن حضرت از خانه اش بيرون آيد، او را ششصد ملك در جهات شش گانه ، مشايعت مى كنند.
پنجم ؛ زائر حسين عليه السلام هر قدمى كه بر مى دارد و پايش را روى هر چيزى مى گذارد، آن شى ء براى او دعا مى كند و در هر قدم هزار حسنه براى او نوشته مى شود.
ششم ؛ آن طور كه از امام صادق عليه السلام نقل شده است ؛ چون آفتاب بر زائر حسين عليه السلام بتابد، گناهان او را ذوب مى كند، همان طور كه آتش هيزم را مى بلعد.
هفتم ؛ در المزار الكبير روايت شده است كه اگر زائر حسين عليه السلام از شدت گرما و يا فرط خستگى عرق كند، از هر قطره عرق او هفتاد هزار ملك خلق مى شود كه حمد و تسبيح خدا را مى گويند و براى زائران حسين عليه السلام تا روز قيامت طلب مغفرت مى كنند.
هشتم ؛ زائر حسين عليه السلام وقتى به قصد زيارت در فرات غسل مى كند، گناهانش ريخته مى شود، سپس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به او مى فرمايد: اى وارد شونده بر خدا! تو را به همراهى من در بهشت بشارت باد. سپس اميرالمؤ منين عليه السلام خطاب به او مى گويد: من برآوردن حاجات تو و رفع بلا در دنيا و آخرت از تو را تضمين مى كنم .
نهم ؛ بعد از آنكه غسل كرد و به راه افتاد خداوند به هر قدمى كه بر مى دارد و مى گذارد ثواب صد حج مقبول و صد عمره مبرور و صد غزوه در ركاب پيامبر مرسل ، با دشمن ترين دشمنان او، براى او مقرر مى گرداند.
دهم ؛ چون به كربلا نزديك شود، هزار صنف از ملائكه به استقبال او مى آيند كه از اين بين ، چهار هزار آنها فرشتگانى هستند كه در روز عاشورا براى يارى امام آمدند، سپس ‍ ماءمور شدند كه در مجاورت قبر امام بمانند و يك گروه ديگر از آنها هفتاد هزار و گروه هاى ديگر تعداد ديگرى هستند كه تفصيل آن در عنوان مربوط به ملائكه خواهد آمد.
يازدهم ؛ زائر حسين عليه السلام ، چون قبر او را زيارت كند، حسين عليه السلام به او نظر افكند و بر او دعا كند، سپس از جد و پدرش تقاضا نمايد كه براى او طلب مغفرت كنند، آنگاه ملائكه براى او دعا مى كنند و بعد تمام پيامبران و رسولان براى او دعا مى نمايند و در پى آن براى او ثواب مجموع عبادت ها نوشته مى شود و بعد ملائكه با او مصافحه مى نمايند و سپس بر چهره او مهرى از نور عرش مى زنند كه بر آن اين جمله نقش بسته است : ((اين زائر قبر فرزند خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله سيدالشهداء عليه السلام است ))
دوازدهم ؛ وقتى به سوى خانواده اش باز گردد، گروه هايى از ملائكه ، بويژه جبرئيل ، ميكائيل و اسرافيل و همچنين 74 هزار ملك بخصوص دو فرشته او را مشايعت مى كنند و با او خداحافظى مى كنند و به او مى گويند: اى ولى خدا! تو آمرزيده شده اى ، تو از حزب الله و حزب رسول الله صلى الله عليه و آله و حزب اهل بيت او هستى . به خدا سوگند هرگز آتش جهنم را به چشمت نمى بينى و آن هم تو را نمى بيند. سپس منادى ندا مى دهد: خوشا به حالت ، پاك و پاكيزه شدى و بهشت گواراى تو باد.
سيزدهم ؛ اگر يك سال يا دو سال بعد از آن بميرد، فرشتگان بر جنازه او حاضر شده و برايش طلب مغفرت مى كنند، سپس حسين عليه السلام به ديدارش مى آيد. روايت شده است كه آن حضرت فرمود: هر كس مرا زيارت كند، بعد از مرگش به ديدار او مى آيم ؛ و ممكن است ديدار آن حضرت در همان ابتداى موت باشد يا هنگامى كه در قبر گذاشته مى شود و يا در شب وحشت باشد.
پس اى كسانى كه در قبرها تنها و غريب هستيد و اى اهل تنهايى و وحشت ، اى كسانى كه مى دانيد چون روح از بدنتان جدا شود، ديگر كسى رو در رو شما را ملاقات نمى كند، بلكه اگر به ديدارتان بيايند از شما فاصله مى گيرند، و اى كسانى كه مواجهه ميان شما و همه مردم قطع مى شود و ديگر آنها را نمى بينيد! اگر به زيارت حسين عليه السلام نايل شويد، آن حضرت در آن شرايط به سوى شما مى آيد و او را در مقابل خودتان مى بينيد و ايشان هم شما را مى بينند. بنابراين آيا احتمال مى دهى كه بعد از ملاقات آن حضرت و سلام ايشان به تو، ديگر ترس و وحشت و غمى برايت باقى بماند؟ به تعداد دفعاتى كه آن حضرت را زيارت مى كنى و به ميزان شوق و اشتياق تو به زيارت ايشان ، آن حضرت هم به ملاقات تو مى آيد و در آن حالت تنهايى و وحشت ، با تو مونس و همدم مى شود.
چهاردهم ؛ اگر زائر در راه زيارت از دنيا برود، از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه ملائكه او را تشييع مى كنند و براى او حنوط و لباسى از بهشت مى آورند و بر او نماز مى خوانند و بر روى كفنش ، كفن مى پوشانند و زير پايش ريحان فرش مى كنند و براى او درى از بهشت به قبرش مى گشايند و روح و ريحان آن بر او وارد مى شود تا قيامت برپا گردد.
پانزدهم ؛ از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه اگر زائر حسين عليه السلام در بين راه زندانى و يا مورد ضرب واقع شود، در مقابل هر روزى كه زندانى شده و بر او غم وارد گرديده ، برايش در روز قيامت خوشحالى است . از آن حضرت سؤ ال شد كه اگر در راه بازگشت ، بعد از آنكه زندانى شد، مورد ضرب هم واقع گرديد، چگونه مى شود؟ فرمود: در مقابل هر ضربه اى كه بر او وارد مى شود، به او يك حوراء مى دهند و در مقابل هر درد و رنجى كه بر او وارد شود، هزار هزار حسنه برايش مى نويسند و هزار هزار سيئه از او محو مى شود و هزار هزار مرتبه به درجه او مى افزايند و شخص به مقامى مى رسد كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله هم صحبت مى شود. حتى از حساب فارغ مى گردد و حاملان عرش با او مصافحه مى كنند و به او مى گويند هر چه مى خواهى درخواست كن . آنگاه ضارب او را براى پس دادن حساب مى آورند، از او هيچ سؤ الى نمى شود و چيزى براى او به حساب نمى آيد، او را مى گيرند و نزد ملكى مى برند و به او آبى از حميم و آبى از غسلين مى دهند و بر كوهى از آتش مى گذارند و به او مى گويند: بچش ، اين همان چيزى است كه خودت پيش فرستادى و اين شخص همان كسى است كه تو او را زدى ، در حالى كه او وارد شونده بر خدا و پيامبرش بود. آنگاه شخص مضروب را به باب جهنم مى آورند و به او مى گويند: نگاه كن و ضارب خود را و آنچه بر سرش آمده ، ببين ، آيا دلت آرام و خنك شد، به خاطر تو او را قصاص كرديم . آنگاه مضروب مى گويد: حمد و سپاس خدايى را كه مرا در مورد فرزند فرزند رسول خدا يارى كرد.
شانزدهم ؛ در حديثى از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه چون زائر در راه او كشته شود، به واسطه اول قطره خون او، تمام خطاهايش آمرزيده مى شود و طينت او كه ملائكه از آن خلق شده اند، غسل داده مى شود تا اينكه خالص شود، آن طور كه پيامبران مخلص خالص شدند و از وجود او هر آنچه كه از جنس خاك اهل كفر مخلوط بوده ، پاك مى شود و قلبش را شست و شو مى دهند و شرح صدر پيدا مى كند و پر از ايمان مى گردد و در حالى خدا را ملاقات مى كند كه از هر آنچه كه بدن ها و قلب ها را ناخالص ‍ مى گرداند، خالص مى شود؛ و براى او شفاعت درباره اهل بيتش و هزار نفر از برادرانش را مقرر مى دارند و ملائكه به همراه جبرئيل و ملك الموت بر او نماز مى خوانند و كفن و حنوط او را از بهشت مى آورند و تحفه هايى از بهشت برايش مى آورند، قبرش را وسيع مى كنند و چراغ هايى در قبرش مى گذارند و برايش درى از بهشت مى گشايند و مدت 18 روز به سوى حظيرة القدس او را بالا مى برند و او همچنان در آن جايگاه در كنار اولياى خداست ، تا اينكه نفحه اى بر او بوزد كه هيچ چيز را باقى نمى گذارد و چون نفحه دوم بشود و از قبرش بيرون آيد، اولين كسانى كه با او مصافحه مى كنند، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، اميرالمؤ منين عليه السلام و اوصياء او صلوات الله عليهم مى باشند و به او بشارت مى دهند و مى گويند: ملازم ما باش و او را بر حوض مى نشانند و از آن مى نوشد و هر كس را كه دوست داشته باشد، سيراب مى كند.
3 - زائر آن حضرت به نحو خاصى از گناهان خالص مى شود. در نزديك به چهل حديث از احاديث صحيح معتبر آمده است كه خداوند تمام گناهان زائر حسين عليه السلام را مى آمرزد. در احاديث ديگرى آمده است كه شخص به مانند روزى مى شود كه از مادر متولد شده است و در بعضى از روايت ها آمده است كه از گناهان پاك مى شود، همان طور كه لباس كثيف در آب پاك مى شود. از شگفتى ها اين است كه در روايتى آمده است همه اينها در همان قدم اول واقع مى شود و بعد در هر گامى كه بر مى دارد، مورد تقديس و تكريم قرار مى گيرد تا به مرتبه اى مى رسد كه خداوند او را مخاطب قرار داده و مى فرمايد: بنده من ! از من درخواست كن تا به تو عطا كنم . در روايت ديگرى آمده است كه پس ‍ از نماز زيارت ، فرشته اى نزد او مى آيد و به او مى گويد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به تو سلام مى رساند و مى فرمايد گناهان تو بخشيده شد و تلاش و عمل را از سر آغاز كن .
4 - شخص زائر، به اين وسيله موجب رهايى و خلاص ديگران هم مى شود. در روايتى از سيف تمار به نقل از امام صادق عليه السلام وارد شده است كه فرمود: زائر حسين عليه السلام در روز قيامت شفيع صد نفر مى شود كه آتش جهنم بر همه آنها واجب شده است . در روايت هاى ديگر وارد شده است كه به او گفته مى شود: دست هر كس را كه دوست دارى بگير و او را وارد بهشت كن .
5 - هر عملى سرانجام منقطع مى شود، اگر چه ثوابش باقى بماند، اما زيارت حسين عليه السلام - به جهت وقوع - تا روز قيامت متصل است و از زائر منقطع نمى شود.
شرح مطلب : صفوان از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : هر گاه شخص به قصد زيارت قبر حسين عليه السلام از خانه اش خارج شود، هفتصد ملك از هر جهت او را مشايعت مى كنند، تا او را به ماءوايش برسانند؛ و چون حسين عليه السلام را زيارت كند، منادى خطاب به او مى گويد تو آمرزيده شدى و كار و تلاش را از سر آغاز كن ، سپس ‍ همراه او برمى گردند و او را تا منزلش همراهى مى كنند و چون به منزلش وارد شود مى گويند، تو را به خدا مى سپاريم ، آنها همچنان تا روز وفاتش او را زيارت مى كنند و سپس ‍ هر روز قبر حسين عليه السلام را زيارت مى كنند و ثواب اين زيارت نصيب آن شخص زائر مى شود.
6 - زائر به واسطه اين كار به اجر و ثوابى نايل مى شود كه امكان وقوعش در غير اين صورت محال است ، و آن عبارت است از به جا آوردن حج با رسول خدا صلى الله عليه و آله . و اين مطلب در روايت هاى متعددى آمده است كه لطيف ترين آنها روايتى است از موسى بن قاسم خضرى ؛ او نقل كرده است كه امام صادق عليه السلام در اوايل ولايت پدر بزرگوارشان امام باقر عليه السلام تشريف آوردند و در نجف منزل گزيدند و فرمودند: اى موسى ! بر سر جاده بزرگ برو و آنجا بايست و مواظب باش ، مردى از ناحيه قادسيه به سوى تو خواهد آمد، چون به تو نزديك شد، به او بگو در اينجا يكى از فرزندان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله حضور دارد و تو را مى طلبد، او با تو خواهد آمد. رفتم و در راه ايستادم ، هوا بسيار گرم بود، آن قدر ايستادم كه نزديك بود از دستور سرپيچى كنم و باز گردم . ناگهان متوجه شدم كه مردى سوار بر شترى ، دارد مى آيد. او را زير نظر گرفتم تا به من نزديك شد، آنگاه به او گفتم : اى شخص ! در اينجا يكى از فرزندان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تشريف دارند و تو را به حضور مى طلبند، ايشان شما را به من معرفى كرده است . گفت : به نزد ايشان برويم . آمديم تا اينكه شترش را در ناحيه نزديك به خيمه خواباند. آن عرب باديه نشين به پيش ايشان دعوت شد و وارد گرديد. من هم نزديك رفتم و به در خيمه رسيدم ، سخن آنها را مى شنيدم ، اما آنها را نمى ديدم .
امام صادق عليه السلام از او پرسيد: از كجا آمده اى ؟ گفت : از نقطه دورى از يمن . امام فرمود: از فلان منطقه هستى ؟ جواب داد بله از همان جا هستم . امام پرسيد: فقط براى زيارت آمده اى و هيچ مقصود ديگرى نداشتى ؟ گفت : هيچ مقصودى نداشتم جز اينكه در كنار قبرش نماز بخوانم و او را زيارت كنم و بر او سلام و درود بفرستم و نزد خانواده ام بازگردم . امام صادق عليه السلام به او فرمود: در زيارت او چه چيزى را ملاحظه مى كنى ؟ گفت : بركت در جان ، خانواده ، فرزند، اموال ، معاش و برآورده شدن حوايجمان را ملاحظه مى كنم .

next page

fehrest page

back page